تبليغاتX
هــــيــــــوا

هــــيــــــوا



نميدونم چي بگم؟

اين مطلب رو توي وبلاگ يكي از دوستام خوندم نميدونم تا چه حد حقيقت داره :

نقل قول شده از يك آقاي جوان:

هفته‌ای یک‌بار هم فاطمه‌خانم می‌آید

  من حدود 31 سالمه و دارای یک زن ویک فرزند 3 ساله هستم یکسال پیش من در شرایط بسیار بد اقتصادی بودم و مشکل مالی شدیدا مرا اذیت می کرد حتی دوبار به خاطر چکهای بی محل به زندان افتادم اما یک اتفاق مسیر زندگی من رو عوض کرد یک روز که در خانه بودم یکی از دوستان همکار خانمم زنگ زد و من هم گوشی رو دادم به همسرم که حرف بزند در ضمن حرفهاشون دیدم حرفهای یواشکی ردو بدل می شه و بعضی وقتها یواش هم حرف می زنند که من نشنوم البته با وجودی که تو اتاق بودم اما کم و بیش می شنیدم اما باز هم چیزی دستگیرم نشد بعد از اینکه خانمم تلفنش تموم شد رفتم پهلوش نشستم و گفتم چقدر با این فاطمه خانم حرف می زنی چی چی می گین آخه .خانمم گفت تو چکار داری به کار خانومها داشت از مسایل خصوصی خودش حرف می زد به توچه ربطی داره اینو که گفت من بیشتر کنجکاو شدم که بدونم چه خبره .

خلاصه دو سه روز رفتم زیر زبون خانم تا بفهمم مشکل این خانم چیه و اگه کمکی از دستم بر میاد بکنم تا آخر کار خانمم گفت بابا این شوهرش طلاقش داده الان 3 ساله که طلاق گرفته مشکلش هم شوهره من بهش گفتم آخه یه زن 40 ساله که دیگه شوهر گیرش نمیاد اونم با این قحطی شوهر دخترای 20 ساله شوهر گیرشون نمیاد چه برسه با این فاطمه خانم . خانمم هم گفت به هر حال می خواستی بدونی که دونستی حالا اگه کمکی ازت میاد یه شوهر خوب و ایده آل براش پیدا کن .من گفتم والا من همه دوستام که هم سن و سال خودم هستند و حداقل 10 سال از این خانم کوچکترند چطوری یه شوهر خوب و جوان و خوش تیپ  و پولدار واسش باید پیدا کنم خانمم گفت تازه یه مشکل دیگه هم داره اونم اینه که می خواد با یه نفر ازدواج کنه که مخفی بمونه چون اولا یه پسر بزرگ داره که اگه بفهمه می کشدش دوما یه پدر و مادر خیلی خشک مزاج داره که هر وقت از ازدواج حرف می زنه می خوان سرش رو ببرن منم گفتم بهش بگو بیخیال شوهر کردن باش چون شرایط تو خیلی سخته تازه تو اگه شوهر هم گیرت بیاد یه آدم چهل پنجاه ساله گیرت میاد که یا تو رو واسه کلفتی می خواد یا هر روز با بچه هاش جنگ داری بالاخره هم خانواده ات می فهمند آخه نمی شه که آدم شوهر کنه و شبها پیش شوهرش نباشه .

منم کم کم چند روز که گذشت دیگه تو گرفتاریهای خودم دست و پا می زدم که یه روز یه فکری به سرم زد با توجه به رساله و بقیه کتب دینی که قبلا خوانده بودم می دانستم که اگر من با این خانم ازدواج موقت بکنم ثواب صد سال عبادت رو بردم چون من تنها مردی بودم که از راز اون خبر داشتم و بر گردن خودم می دونستم که بهش کمک کنم اما دو تا مشکل خیلی بزرگ داشتم یکی خانمم بود که بسیار به هم علاقه مندیم و می دانستم هیچگاه رضایت نمی دهد که یک نفر به عنوان هوو بیاید توی خونه و زندگیش دوم اینکه خود فاطمه خانم بسیار تعصبی بود و ممکن بود اگر من پیشنها د می دادم دو تا فحش هم نثارمون می کرد روی همین حساب شروع کردم روی مخ خانومم کار کردن .

وقتی برای اولین بار این پیشنهاد رو برای خانمم مطرح کردم انگار که بهشت گفته باشن می خوان سرتو ببرن انگار مرغ پر کنده راه می رفت و بهم بد وبیراه می گفت می گفت دیگه تو منو نمی خوای و می خواست حتی ترکم کنه حتی کار به جاهای باریک کشید و چند روز هم خونه مامانش بود اما کارش درست بود که به هیچکس رازمون رو نگفته بود و گفته بود به خاطر مشکلات مالی اومده قهر ولی وقتی من بهش گفتم که این کار ثواب داره و تو قرآن و توی تمام احادیث این کار یک ثواب بزرگه کم کم به راه اومد و آرومتر شد و بالاخره خودش از فاطمه برای ازدواج موقت دعوت کرد و در کمال تعجب من فاطمه خانوم در همون پیشنهاد اول جواب بعله رو داد بعدها بهم گفت که اون هم از ثواب این کار اطلاع داشته اما روش نمی شده با هیچکس مطرح کنه چون می دونید که خیلی های بد می دونن و فکر می کنن اگه زنی پیشنهاد ازدواج موقت بده حتما بدکاره است (این یکی از انحرافی ترین آموزه های دینی است که به زور وارد دین ما شده است حتی بعضی از افراد مومن هم این طرز فکر غلط را رواج می دهند و ازدواج موقت رایک پدیده شوم و باعث انحراف می دانند در صورتی که ایراد کار از کمی مطالعه و اطلاعات کم است و اینکه خود را عقل کل بدانیم تازه اگر قبول کنیم که مسلمانیم و به راه پیامبر خود (ص) می خواهیم برویم که نمی توانیم نصف سنت پیامبر رو قبول داشته باشیم نصف دیگرش را نه )

به هر حال ما با هم صیغه خواندیم یادم میاید بعد از اولین همخوابگی من و فاطمه خانم چنان روحیه ای داشت که من می گفتم او الان می تواند تمام کشفیات دانشمندان جهان را نقد کند بسیار راضی بود و من هم برای اینکه دل یک نفر را خوشحال کرده بودم .

الان یک سال از آن زمان می گذرد و من خودم هم باور ندارم که تمام مشکلات مالی ام حل شده و زندگی خوبی دارم . هفته ای یکبار هم فاطمه خانم میاید و صیغه می خوانیم بسیار راضی و خوشحال هستم خانم خودم هم درثواب شریک شده و به این وضع هم عادت کرده هم راضی است .

به تمام خانمهایی که این مطلب را می خوانند توصیه می کنم اگر دوستی دارید که مشکلش شبیه فاطمه خانم است حتما اگر راضی است این عمل ثواب را برای شوهرتان و آن خانم انجام دهید به نظر شخصی من ثوابی که دارد بیش از آن چیزی است که شما تصورش را می کنید .

 

با تشکر از شما

من بعد از اين كه اين مطلب رو خوندم تا يك هفته حالت عجيبي داشتم وخيلي عصبي بودم بيچاره ژوپيتر عزيزم كلي سعي كرد تا من حالم بهتر شد



نميدونم , بگم؟

1388/1/18 | نظر (3)

بي نام

              همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید

                      یادش باشه ریشش کجاست



نام

1388/1/14 | نظر دهيد

خانواده عطر ها

freshygreen:  رایحه ای شبیه علف و سبزه و یا برگهای تازه چیده شده می ماند. :orientalرایحه گرم) رایحه کاجی و بلوطی و یا وانیلی Spicyy: رایحه گرم و تند.Woody:  رایحه جنگل و چوب خشک تازه قطع شده.Floral: رایحه گل) ملایم و طبیعیFruity : رایحه میوه ها به جز مرکباتFurgal : رایحه قارچ مانندEarthy/Mossy: رایحه زمین جنگل و خاکCitruso:رایحه مرکبات مانند : نارنج و لیمو ترش پرتغالLobacco: رایحه تنباکوSweet : رایحه شیرینLight: رایحه ملایم و سبکHeavy:  رایحه سنگین و گیرا
اصولا وقتی یک عطر می خرید کارخانه سازنده موظف است روی شیشه عطر یکی ازنامهارا
بیاورد شما می توانید با خواندن آن متوجه شوید که عطرتان از کدام نوع بالاست.
از دیگر گروه های عطرها می توان به ((دئودورانت ها)) که برای برطرف کردن بوی دهان
((آنتی پرسیپرانت ها)) که از تعرق بدن جلوگیری می کند و افترشیوها که پس از اصلاح استفاده می گردد نام برد.

 



خانواده , عطر

1388/1/10 | نظر دهيد

اندوه

حالا يه بار من از قبل ننوشته بودم اومدم اينجا تايپش كردم با اين سرعت نوشتن من بعد از اينكه برا 2 صفحه متن شونصد ساعت طول كشيد صفحه پريد  به همين راحتي از بس كه من خوش سانسم بعد از يه دعواي حسابي و كلي گريه و بعدشم گلودرد اينجام باهام لج كنن آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  اصلن چرا من نميتونم شكلك بذارم؟ چرا نداره؟ چرا نميشه عكس بذارم؟ اصلن از همه چي متنفرم        چرا همه ميخوان همه ي ناراحتي ها رو روي من بذارن؟ چرا من بايد جور ندونم كاري شوهرم رو بكشم ؟ حالم بده خيلي هم بده  چشام بشدت ميسوزه سردرد هم دارم خيلي گرسنم ولي نميرم از اتاق نميرم بيرون دلم ميخواد داد بزنم ولي گلوم گرفته چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



اندوه

1388/1/8 | نظر دهيد

عيدتون مبارك

سلام  سلام سلام   عيد خوشگل همه مبارك خيليم مبارك

اول از همه اينكه اينجا چارشنبه سوري اينقدر بارون اومد كه همه آتيشامون خاموش شد و ترقه هامون خيسيد ولي با اين حال خوب بود و خوش گذشت مخصوصا برا من كه تا ساعت 12 شب داشتم كار ميكردم و تازه اون موقع رفتم بيرون با ژوپيتر عزيزم رفتيم طرقبه جاي همه خالي .....................

اينم يه مطلب خنده دار برا شما دوستاي گلم

یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی
را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد .این مرکز پنج طبقه داشت و هر چه
که به طبقات بالا تر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد .
اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند باید حتما آن مرد را انتخاب کنندو اگر
به طبقه ی بالا تر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت ندارند و هر شخص
فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند .
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر
مورد نظر خود را پیدا کنند .
در اولین طبقه روی در نوشته بود : این مردان شغل معمولی دارند و
باهوش و زیرک هستند . دختری که تابلو را خوانده بود گفت : خب
بهتر از کارنداشتن و احمق بودن است ولی دوست دارم ببینم
بالا تری ها چگونه اند ؟
پس رفتند .
در طبقه ی دوم نوشته بود : این مردان شغلی با حقوق زیاد هوش
زیاد و چهره ی زیبا دارند . دختر گفت : " هوم م م " طبقه ی
بالا چه جوریه... ؟!
طبقه ی سوم : این مردان شغلی با حقوق عالی دارند هوش بالاو
چهره ی زیبا دارند و خوش اخلاق هستند و در کار خانه هم کمک
می کنند . وای ... چقدرعالی.!!
ولی برویم بالا تر . و دو باره رفتند.
طبقه ی چهارم : این مردان شغلی با حقوق عالی و هوش بالاو
اخلاق خوب دارند مهربان هستند و دارای مدرک تحصیلی بالا و
دارای چهره ای زیبا هستند همچنین در کار خانه کمک می کنند
و هدف های عالی در زندگی دارند . آن دو دختر واقعا به وجد آمده
بودند . دختر : وای چقدر خوب . پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی
آخر باشه ...؟!پس به طبقه ی پنجم رفتند . آنجا نوشته بود : این
طبقه فقط برای ایناست که ثابت شود زنان راضی شدنی نیستند .
از این که به مرکز ما آمده اید متشکریم و روز خوبی را برای شما
آرزو مندیم .!!!!!!!!!



عيدتون , مبارك

1388/1/1 | نظر دهيد

<-BlogAuthor->

مختصر در مورد من: من24 سالمه وهنوز دانشجو هستم.محبوبترين فرد زندگيم ژوپيترم هست كه 28 سالشه و5 سال پيش باهم آشنا شديم و4سال ونيم هست كه من زنش شدم. بيشتراز تمام دنيا دوسش دارم يعني اولش نداشتم ولي اونقدر اصرار كرد و شيون و واويلا راه انداخت كه مجذوبش شدم و حالا خيلي دوسش دارم. در مورد معني اسمهايي كه استفاده كردم بايد بگم هيوا اسمي هست كه بيشتربين جنوبي ها رايجه واگه روي پسرگذاشته بشه به معني اميد واگه رو دختر گذاشته بشه به معني آرزو هست. ژوپيتر يه اسم يوناني هست و به معنيه برجيس يا سياره مشتري(نماد عظمت )وبزرگترين خداي خدايان يوناني هست. پرنيان يه اسم ايراني هست كه به پارچه ي حرير يا ابريشم گفته ميشه ونماد ظرافت ولطافت هست .
night0carolly@gmail.com

موضوعات

آيا ميدانيد؟

درمان گياهي

آشپزي

پیوندهای روزانه

BlogSkin

مطالب اخير

خبر

حالت تنوع

عنوان ندارد

تنفر از رنگ ها

گل رز

فقط آقايان بخوانند...

برنامه ی دقیق

هیچی

نميدونم چي بگم؟

بي نام

نويسندگان

پرنيان