تبليغاتX
هــــيــــــوا

هــــيــــــوا



خبر

فکر میکنم اکثرتون مایکل جکسون رو بشناسید <خواننده تشریف داشتن>. خب دیروز دار فانی رو وداع گفت و به دیار باقی شتافت خبرش رو هم من از توی یاهو دیدم. آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ......... حیوونی 50 سال بیشتر نداشت



خبر

1388/4/6 | نظر (1)

حالت تنوع

دیگه حالم داره از هرچی انتخاب و آشوب و جنگ و دعوا سر قدرت و بیچارگی ملت و هزارتا چیز دیگه که این روزا میبینیم بهم میخوره ................................ بابا ما خسته شدیم بسه دیگه ! تمومش کنین ! پرزیدنت به این خوش تیپی دیگه چی میخوایم ؟ اگه جای ملت مظلوم آمریکا بودیم با اون پرزیدنت شکلاتی چیکار میکردیم ؟ خب برا من که شام و مدینه یکیه هیچ فرقی نمیکرد که کدوم یکی از این چهارتا دربیان بهر حال همشون با هم دوستن ....نه؟ این همه جوسازیهای قبل از انتخاب برا ترغیب مردم بود به رای دادن .دلم برا خودم میسوزه که به خاطر یه مشت مسائل بی ارزش هیچ کدوم از امتحانای این ترمم رو تا حالا بیست نشدم شاید امتحانای بعدی رو شدم ... امتحان امروز<گرافیک کامپیوتری> رو هم هیجده شدم. نمره بقیه رو نمیدونم.خدا کنه خوب بشم



حالت , تنوع

1388/3/31 | نظر (2)

عنوان ندارد

چنان سرما خوردم که انگار چله زمستونه ........ به دلیل اینکه من از آمپول خیلی خوشم میاد و میگم یه دونه آمپول حیف میشه اگه من آمپول بزنم نه اینکه بترسما نه ولی هیچ وقت آمپول نمیزم ولی دیروز اونقدر تبم بالا بود که تقریبا از حال رفتم دیکه استامینوفن هم تاثیر نداشت طفلی ژوپیتر کلی اصرار کرد تا من راضی بشم برم آمپول بزنم منم دیگه مجبوری قبول کردم وقتی که آمپول رو زدم درد داشت ها ولی زیاد نه بعدشم خوب شد ولی نصفه شب از شدت درد پام بیدار شدم بعد که به  ژوپیتر گفتم اون گفت که به خاطر تب زیاد درد رو حس نمیکردی چه وحشتناک یعنی اینقدر حالم بد بود خدا رو شکر امروز تبم کم شده

عنوان , ندارد

1388/3/2 | نظر دهيد

تنفر از رنگ ها

    اگر از هر كدام از اين رنگ‌ها متنفريد مي‌تواند نشانگر اين موضوع باشد كه‌:
    قرمز:
    بسيار دلواپس و نااميد هستيد. شايد هم از خستگي و ضعف جسمي رنج مي‌بريد. امكان دارد كه در روابط جنسي و حتي در موقعيت اجتماعي شكست خورده باشيد. اما مشكل واقعي‌تان اين است كه هميشه دنبال هدف‌هاي بزرگ و غيرعملي مي‌رويد و وقتي هم كه شكست مي‌خوريد در لاك خود فرو مي‌رويد. چه عيبي دارد كه دنبال يك زندگي معمولي باشيد؟ بايد اين دو موضوع را هميشه به خاطر داشته باشيد. اگر معيار موفقيت ثروت بود، پس ثروتمندان مي‌بايست خوشبخت‌ترين آدمها باشند كه معمولاً اين طور نيست‌.
    
    نارنجي‌:
    به خاطر عمر و سالهايي كه به بطالت تلف كرده‌ايد بر خود خشم داريد ولي يادتان نرود كه فقط شمانيستيد كه مسؤوليت همه بدبختي‌هاي دنيا را بر دوش داريد اگر بتوانيد مشكلات خصوصي خود و خانواده‌اتان را حل كنيد مطمئن باشيد كه خيلي زرنگيد.
    
    آبي‌:
    از زندگي و يكنواختي آن خسته شده‌ايد. احتياج به تنوع و هيجان داريد و به همين زودي هاست كه قيد و بندهاي زندگي را از هم خواهيد گسست‌. در دوره‌اي هستيد كه احساس مي‌كنيد دلتان مي‌خواهد همه چيز را تغيير بدهيد و دستي بر سر و صورت خود بكشيد و شايد هم فرم موها را عوض كنيد و لباستان را تغيير بدهيد.
    
    زرد:
    بسيار حساس و بدبين هستيد و از هر چيز بديع و مدرن بدتان مي‌آيد و برايتان قابل هضم نيست كه يك حكومت ميليون‌ها دلار خرج رفتن به كره ماه را بكند در حالي كه كره زمين پر از انسانهاي مستحق كمك مي‌باشد. مردم هميشه شما را اخمو و عصباني مي‌يابند.
    
    قهوه‌اي‌:
    ترستان از اين است كه نتوانيد مأموريت تان را به اتمام برسانيد. چه مأموريتي‌؟ آيا فكر مي‌كنيد اگر همه دانش‌هاي دنيا را هم در ذهن و مغز كوچك تان جاي بدهيد آخرش به كجا خواهيد رسيد؟ تا دير نشده كمي هم به تفريح برسيد. به عشق فكر كنيد كه حتي عذابش نيز شيرين است‌.
    
    سبز:
    اگر از اين رنگ متنفريد حتماً يك ايرادي داريد. اگر در هدف هايتان شكست خورده‌ايد چرا ديگران را شماتت مي‌كنيد؟ خودتان را تنهاترين موجود روي زمين حس مي‌كنيد و با اين شخصيتي كه داريد ديگران حق دارند تنهايتان بگذارند. سعي كنيد به جاي خودخوري به كتابخانه برويد و در اجتماعات شركت كنيد و خودتان را از برج عاجي كه ساخته‌ايد بيرون بيندازيد تا ببينيد كه دنيا با تمام بدي‌هايش چقدر با ارزش است‌.
    
    خاكستري‌:
    زندگي بر عليه شما بوده است از همه چيز محروم بوده‌ايد و اين خشمگين‌تان مي‌كند. حسود نيستيد ولي از سرنوشت بدتان شكايت داريد آيا فقط شما هستيد كه به همه آرزوهايتان نرسيده‌ايد؟ يادتان نرود كه ممكن است شما يكي از خوشبخت‌ترين مردم روي زمين نباشيد ولي بدبخت‌ترين هم نيستيد.
    
    سياه‌:
    فكر مي‌كنيد در دنيا، بدي وجود ندارد. فكر مي‌كنيد بدبختي فقط افسانه است و به كره زمين ربطي ندارد. خودتان را كامل مي‌دانيد و سعي مي‌كنيد كه اشتباه نكنيد ولي اگر مرتكب اشتباه شديد هرگز اعتراف نخواهيد كرد.
    
    سفيد:
    اگر شما از سفيد متنفريد، يا اگر هاله مغناطيسي دور بدن‌تان فاقد اين رنگ است با عرض معذرت بايد بگوييم در اسرع وقت با روان‌پزشك يك تماس داشته باشيد



تنفر , رنگ

1388/2/26 | نظر دهيد

گل رز

زمان گل دادن آن از فصل بهار تا اواسط تابستان است. گل هاي آن به رنگ سفيد، صورتي، قرمز و بسيار خوشبو است. اين گل سرشار از ويتامين E است و فوايد دارويي فراواني در زمينه مراقبت از پوست و درمان برخي ناراحتي هاي پوستي دارد.


گل رز براي انواع مختلف پوست ها مناسب است، ولي بيشتر براي پوست هاي خشك و حساس از آن استفاده مي شود. از ديگر خواص دارويي اين گياه تأثيري است كه بر مويرگ ها زير پوست دارد به طوري كه قرمزي سطح پوست را كه ممكن است به دليل گشاد شدن مويرگ ها باشد، كاهش دهد.


از آب گل رز براي تسكين برخي ناراحتي پوستي و ضد عفوني كردن برخي عفونت هاي چشمي استفاده مي شود و همچنين آرامبخش و ضد افسردگي است و تنش هاي عصبي، زخم هاي گوارشي، امراض قلبي را كاهش مي دهد.


عصاره رز براي ترشح صفرا، هضم غذا، ناراحتي هاي خوني و رحم مفيد است.


چاي گل رز (البته شما مي توانيد براي تهيه آن يك دوم گرم گلبرگ رز را داخل 150 ميلي ليتر آب بجوشانيد و ميل كنيد) در تسكين گلو درد، كاهش عفونت مثانه و درمان اسهال تأثير دارد.


قسمت مياني گل رز (برآمدگي وسط گل براي نگهداري دانه ها) نيز سرشار از ويتامين هاي (
E ـ D ـ C ـ B3 ـ A) است.


ناگفته نماند كه از روغن گل رز براي خوشبو كردن هواي اتاق نيز استفاده مي شود




1388/2/18 | نظر دهيد

فقط آقايان بخوانند...

        زنها را درك كنيد تا صميميت فوران كند. تنها حسي كه اين موجود آسماني را هراسان مي‌كند عدم درك متقابل از سوي همسرش مي‌باشد. همانقدر كه مردان از عدم شايستگي مي‌ترسند، زنان از اين كه احساسات و عواطف‌شان درك نشود، بيمناك هستند.
    اگر مي‌خواهيد شوهري نمونه باشيد، بايد بدانيد كه‌:
    1 - زنان را درك كنيد.
    نيازها، عواطف و حضور همسرتان را درك كنيد. شما بايد شادي‌، ناراحتي‌، سرزندگي و كسالت و همة حالات آنها را درك كنيد.
    2 - زن بايد حرف بزند، تا راحت شود.
    زنان بايد صحبت كنند، آنان با صحبت كردن آرام مي‌شوند. همين كه شروع به تعريف كردن مي‌كنند، انگار كه آن مسئله به بهترين شكل حل شده است‌. هرگز او را از تعريف كردن و صحبت كردن‌، باز نداريد.
    3 - گوش كنيد.
    فراوان و فراوان به حرفهايش گوش دهيد. وانمود نكنيد كه مي‌شنويد بلكه با دقت به حرفها و درد دلش گوش كنيد. گوش كردن به صحبت هايش بذر صميميت را در دل شكنندة او مي‌كارد. هنگامي كه صحبت مي‌كند صميمانه نگاهش كنيد و گوش دهيد.
    4 - راه حل ندهيد.
    سريع پيشنهاد و راه حل ندهيد. زن نمي‌گويد كه شما مشكل را حل كنيد. او مي‌گويد چون تنها مي‌خواهد كه گفته شود و نمي‌خواهد مسئله حل شود. اگر مي‌گويد: سرم درد مي‌كند. نگوييد برو دكتر. بگذاريد به صحبتش ادامه دهد.
    5 - زن به توجه شما نياز دارد.
    به او توجه كنيد. به نيازهايش به لباسهايش‌، به صورتش و آرايش جديدش‌. به فعاليتهاي روزانه‌اش و به تمام صبوري‌هايش‌. وقتي وارد خانه مي‌شويد، نگاهش كنيد. به مهماني كه مي‌رويد بين مردم غرق نشويد و هراز گاهي به دنبال او نيز بگرديد. هم توجه كنيد و هم به آنها فضا بدهيد. او كفش تازه خريده و به شما مي‌گويد، چطوره‌؟ و شما مي‌گوييد: خوبه‌! او خودش هم مي‌داند كه كفش خوبي خريده است‌. چيزي بيش از اينها مي‌خواهد. او بايد بشنود كه‌: به پاهاي تو فوق العاده است‌.
    6 - زن دوست دارد مرد مقتدر باشد.
    مرد نبايد ضعيف باشد. زنان از تماشاي قدرت همسرشان لذت مي‌برند. مقتدر باشيد. دست كم نشان دهيد كه مقتدريد. تلاش كنيد. با شخصيت و محترم باشيد. ورزش كنيد. خرابي‌هاي خانه را سريع تعمير و اصلاح كنيد. مسؤوليت‌پذير باشيد.
    7 - زن دوست دارد كه به او احترام بگذاريد.
    به او احترام بگذاريد. تنها خدا مي‌داند كه احترام گذاشتن به او چقدر برايش لذتبخش است‌. مرد و زن در جلوي در ايستاده‌اند. زن كيف مي‌كند اگر شما بگوييد: اول خانمها و او جلو برود. هرگز زن را جلوي ديگران خرد نكنيد. پيش بچه‌ها، فاميل و حتي غريبه‌ها با او خيلي محترمانه صحبت كنيد.
    8 - زن به اعتبار نياز دارد.
    تنها شما مي‌دانيد كه مي‌توانيد اعتبار مورد نياز خانمها را به آنها بدهيد. زن را يكي از معتبرترين و شايد دقيقاً معتبرترين فرد خانواده معرفي كنيد. البته بدون لطمه زدن به شخصيت خودتان‌.
    9 - به همسرتان قوت قلب دهيد.
    به او اطمينان دهيد. به او بگوييد كه دوستش داريد. بگوييد كه هميشه حمايتش مي‌كنيد و تنهايش نمي‌گذاريد. بگوييد كه او يك كانون محبت است و خانه بدون او روح ندارد. قوت قلب‌، يك بمب صميميت است‌.
    اين قوانين بسيار ساده‌، اما مهم را اجرا كنيد، خواهيد ديد كه صاحب بهشت روي زمين خواهيد شد!



فقط , آقايان , بخوانند...

1388/2/10 | نظر دهيد

برنامه ی دقیق

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن


منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن


شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن


معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

 

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم


پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده


منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه


شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت


معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق


پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد


و این داستان ادامه دارد....

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

برنامه , دقیق

1388/2/1 | نظر دهيد

هیچی

سلام دوستای گلم ببخشید که این مدت آپ نکردم وبهتون سر نزدم چون سیستمم بهم ریخته بود و مجبور شدم fdiskش کنم بعدم آدرس همتونو گم کردم لطفا بهم آدرساتنو بدین



هیچی

1388/2/1 | نظر دهيد

نميدونم چي بگم؟

اين مطلب رو توي وبلاگ يكي از دوستام خوندم نميدونم تا چه حد حقيقت داره :

نقل قول شده از يك آقاي جوان:

هفته‌ای یک‌بار هم فاطمه‌خانم می‌آید

  من حدود 31 سالمه و دارای یک زن ویک فرزند 3 ساله هستم یکسال پیش من در شرایط بسیار بد اقتصادی بودم و مشکل مالی شدیدا مرا اذیت می کرد حتی دوبار به خاطر چکهای بی محل به زندان افتادم اما یک اتفاق مسیر زندگی من رو عوض کرد یک روز که در خانه بودم یکی از دوستان همکار خانمم زنگ زد و من هم گوشی رو دادم به همسرم که حرف بزند در ضمن حرفهاشون دیدم حرفهای یواشکی ردو بدل می شه و بعضی وقتها یواش هم حرف می زنند که من نشنوم البته با وجودی که تو اتاق بودم اما کم و بیش می شنیدم اما باز هم چیزی دستگیرم نشد بعد از اینکه خانمم تلفنش تموم شد رفتم پهلوش نشستم و گفتم چقدر با این فاطمه خانم حرف می زنی چی چی می گین آخه .خانمم گفت تو چکار داری به کار خانومها داشت از مسایل خصوصی خودش حرف می زد به توچه ربطی داره اینو که گفت من بیشتر کنجکاو شدم که بدونم چه خبره .

خلاصه دو سه روز رفتم زیر زبون خانم تا بفهمم مشکل این خانم چیه و اگه کمکی از دستم بر میاد بکنم تا آخر کار خانمم گفت بابا این شوهرش طلاقش داده الان 3 ساله که طلاق گرفته مشکلش هم شوهره من بهش گفتم آخه یه زن 40 ساله که دیگه شوهر گیرش نمیاد اونم با این قحطی شوهر دخترای 20 ساله شوهر گیرشون نمیاد چه برسه با این فاطمه خانم . خانمم هم گفت به هر حال می خواستی بدونی که دونستی حالا اگه کمکی ازت میاد یه شوهر خوب و ایده آل براش پیدا کن .من گفتم والا من همه دوستام که هم سن و سال خودم هستند و حداقل 10 سال از این خانم کوچکترند چطوری یه شوهر خوب و جوان و خوش تیپ  و پولدار واسش باید پیدا کنم خانمم گفت تازه یه مشکل دیگه هم داره اونم اینه که می خواد با یه نفر ازدواج کنه که مخفی بمونه چون اولا یه پسر بزرگ داره که اگه بفهمه می کشدش دوما یه پدر و مادر خیلی خشک مزاج داره که هر وقت از ازدواج حرف می زنه می خوان سرش رو ببرن منم گفتم بهش بگو بیخیال شوهر کردن باش چون شرایط تو خیلی سخته تازه تو اگه شوهر هم گیرت بیاد یه آدم چهل پنجاه ساله گیرت میاد که یا تو رو واسه کلفتی می خواد یا هر روز با بچه هاش جنگ داری بالاخره هم خانواده ات می فهمند آخه نمی شه که آدم شوهر کنه و شبها پیش شوهرش نباشه .

منم کم کم چند روز که گذشت دیگه تو گرفتاریهای خودم دست و پا می زدم که یه روز یه فکری به سرم زد با توجه به رساله و بقیه کتب دینی که قبلا خوانده بودم می دانستم که اگر من با این خانم ازدواج موقت بکنم ثواب صد سال عبادت رو بردم چون من تنها مردی بودم که از راز اون خبر داشتم و بر گردن خودم می دونستم که بهش کمک کنم اما دو تا مشکل خیلی بزرگ داشتم یکی خانمم بود که بسیار به هم علاقه مندیم و می دانستم هیچگاه رضایت نمی دهد که یک نفر به عنوان هوو بیاید توی خونه و زندگیش دوم اینکه خود فاطمه خانم بسیار تعصبی بود و ممکن بود اگر من پیشنها د می دادم دو تا فحش هم نثارمون می کرد روی همین حساب شروع کردم روی مخ خانومم کار کردن .

وقتی برای اولین بار این پیشنهاد رو برای خانمم مطرح کردم انگار که بهشت گفته باشن می خوان سرتو ببرن انگار مرغ پر کنده راه می رفت و بهم بد وبیراه می گفت می گفت دیگه تو منو نمی خوای و می خواست حتی ترکم کنه حتی کار به جاهای باریک کشید و چند روز هم خونه مامانش بود اما کارش درست بود که به هیچکس رازمون رو نگفته بود و گفته بود به خاطر مشکلات مالی اومده قهر ولی وقتی من بهش گفتم که این کار ثواب داره و تو قرآن و توی تمام احادیث این کار یک ثواب بزرگه کم کم به راه اومد و آرومتر شد و بالاخره خودش از فاطمه برای ازدواج موقت دعوت کرد و در کمال تعجب من فاطمه خانوم در همون پیشنهاد اول جواب بعله رو داد بعدها بهم گفت که اون هم از ثواب این کار اطلاع داشته اما روش نمی شده با هیچکس مطرح کنه چون می دونید که خیلی های بد می دونن و فکر می کنن اگه زنی پیشنهاد ازدواج موقت بده حتما بدکاره است (این یکی از انحرافی ترین آموزه های دینی است که به زور وارد دین ما شده است حتی بعضی از افراد مومن هم این طرز فکر غلط را رواج می دهند و ازدواج موقت رایک پدیده شوم و باعث انحراف می دانند در صورتی که ایراد کار از کمی مطالعه و اطلاعات کم است و اینکه خود را عقل کل بدانیم تازه اگر قبول کنیم که مسلمانیم و به راه پیامبر خود (ص) می خواهیم برویم که نمی توانیم نصف سنت پیامبر رو قبول داشته باشیم نصف دیگرش را نه )

به هر حال ما با هم صیغه خواندیم یادم میاید بعد از اولین همخوابگی من و فاطمه خانم چنان روحیه ای داشت که من می گفتم او الان می تواند تمام کشفیات دانشمندان جهان را نقد کند بسیار راضی بود و من هم برای اینکه دل یک نفر را خوشحال کرده بودم .

الان یک سال از آن زمان می گذرد و من خودم هم باور ندارم که تمام مشکلات مالی ام حل شده و زندگی خوبی دارم . هفته ای یکبار هم فاطمه خانم میاید و صیغه می خوانیم بسیار راضی و خوشحال هستم خانم خودم هم درثواب شریک شده و به این وضع هم عادت کرده هم راضی است .

به تمام خانمهایی که این مطلب را می خوانند توصیه می کنم اگر دوستی دارید که مشکلش شبیه فاطمه خانم است حتما اگر راضی است این عمل ثواب را برای شوهرتان و آن خانم انجام دهید به نظر شخصی من ثوابی که دارد بیش از آن چیزی است که شما تصورش را می کنید .

 

با تشکر از شما

من بعد از اين كه اين مطلب رو خوندم تا يك هفته حالت عجيبي داشتم وخيلي عصبي بودم بيچاره ژوپيتر عزيزم كلي سعي كرد تا من حالم بهتر شد



نميدونم , بگم؟

1388/1/18 | نظر (3)

بي نام

              همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید

                      یادش باشه ریشش کجاست



نام

1388/1/14 | نظر دهيد

<-BlogAuthor->

مختصر در مورد من: من24 سالمه وهنوز دانشجو هستم.محبوبترين فرد زندگيم ژوپيترم هست كه 28 سالشه و5 سال پيش باهم آشنا شديم و4سال ونيم هست كه من زنش شدم. بيشتراز تمام دنيا دوسش دارم يعني اولش نداشتم ولي اونقدر اصرار كرد و شيون و واويلا راه انداخت كه مجذوبش شدم و حالا خيلي دوسش دارم. در مورد معني اسمهايي كه استفاده كردم بايد بگم هيوا اسمي هست كه بيشتربين جنوبي ها رايجه واگه روي پسرگذاشته بشه به معني اميد واگه رو دختر گذاشته بشه به معني آرزو هست. ژوپيتر يه اسم يوناني هست و به معنيه برجيس يا سياره مشتري(نماد عظمت )وبزرگترين خداي خدايان يوناني هست. پرنيان يه اسم ايراني هست كه به پارچه ي حرير يا ابريشم گفته ميشه ونماد ظرافت ولطافت هست .
night0carolly@gmail.com

موضوعات

آيا ميدانيد؟

درمان گياهي

آشپزي

پیوندهای روزانه

BlogSkin

مطالب اخير

خبر

حالت تنوع

عنوان ندارد

تنفر از رنگ ها

گل رز

فقط آقايان بخوانند...

برنامه ی دقیق

هیچی

نميدونم چي بگم؟

بي نام

نويسندگان

پرنيان